محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

15

خلد برين ( فارسى )

عنفوان صحيفهء بيان مشحون به ذكر شمه‌اى از نسب والاى اين فرمانفرماى ربع مسكون هر چند علو شان و سمو مكان اين مظهر لمعان انوار الهى و اين مظهر شعشعهء اشراقات جناب جلال پادشاهى از آن والاتر است كه جلالت قدر نسب آباى نامدار و اجداد بزرگوار عالى مقدار را در اعتلاىشان و ارتفاع مكان اين ابو الاباى سلطنت پايدار مدخلى باشد يا ساحت جلال شعاع خورشيد ، محتاج به پرتو شمع و چراغ مشترى و ناهيد بود اما چون به منطوقهء كريمهء وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا « 1 » رسمى است به آستانى كه خداوندان انساب گرامى به ضبط سلسله نسب خود پرداخته از راه و الا نسبى رايت افتخار و اعتبار بر افراخته‌اند . ناظمان مناظم اخبار و عارجان معارج آثار كه خوشه‌چينان خرمن افادهء علماى انسابند و خامهء عنبرين شمامه را به تقريب عد مناقب و شرح مآثر اين شهريار رفيع مقدار و اين تاجدار سپهر اقتدار ، گوهر بار ساخته‌اند افتتاح كلام به ذكر آباى عظام و اجداد كرام اين سلطان سلاطين غلام نموده‌اند . لاجرم بزم‌آراى اين بو العجب هنگامه نيز گام بر گام ايشان نهاده نخست به دستيارى كلك گوهر سلك به شرح شمه‌اى از عد مناقب آباى عالىشان و اجداد رفيع مكان اين تاجبخش باج‌ستان مىپردازد و اين گنجنامهء غرايب گوهرنگارى را به ذكر اسامى سامى آباء و اجداد و الا نژاد اين اورنگ آراى سلطنت خداداد همچشم دكان جوهرى و همرنگ بساط گوهرى مىسازد . بالجمله گوهر طرازان بحار معارف ، عقد گوهر سلسله نسب اين پادشاه و الا حسب را كه از بحرين نبوت و ولايت به كنار آمده در درج مؤلفات خود به اين نظم و ترتيب در سلك تحرير كشيده‌اند كه : برگزيدهء كردگار جليل المؤيد شاه اسماعيل بهادرخان ابن سلطان

--> ( 1 ) - سورهء حجرات آيهء 13 .